مراسم ارتحال عالم ربانی آیت الله شرعی

بسمه تعالی
به گزارش معاون فرهنگی حوزه علمیه ریحانه النبی (س) مراسم ارتحال عالم مجاهد آیت الله شرعی (ره) در تاریخ 15/10/95 با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای درویشی در این حوزه مبارکه برگزار گردید .
ایشان در ابتدا بیان داشتند که عرض ادب و احترام خدمت خواهران محترمه دعای وجود حضرت را با هم می خوانیم در ابتدا قرائت دعای وجودحضرت به خاطر اینکه یکی از سربازان ایشان دار فانی را وداع گفته اند بدون اغراق ایشان یک عالم فرهیخته بودند یک مجاهدخستگی ناپذیر یک مجاهد نترس ایشان یکی از یاران امام بودند مثل شهید بهشتی و شهید مطهری و بارها مورد شکنجه قرار گرفتند ولی هیچ وقت دست از تلاش بر نداشتند. خودشان دستگاه چاپ می گیرند و اعلامیه ها را پخش می کنند و بعد همراه با شهید بهشتی دستگیر می شوند بعد از انقلاب هم نماینده شورای اسلامی مردم قم بودند و عضو شورای مدرسین حوزه علمیه قم بودند . اگر شما خواهران الان به عنوان یک طلبه مشغول تحصیل هستید به خاطر نگاه والای این عزیزان بوده است ایشان دانشگاه فاطمیه ی قم را تاسیس کردند و دانشگاه علوم پزشکی فاطمه ی قم را راه اندازی کرده اند ایشان ابو شهید هستند زمانی که انقلاب احتیاج داشت که خون داده شود فرزند ان عزیزش را نثار انقلاب می کنند حال چرا ما از این بزرگان باید پاسداشت داشته باشیم چرا ما ایام شهادت ائمه (ع) مراسم می گیریم آنها که به مراسمات ما نیازی ندارند این کارها به نفع خودمان است اینکه امیر المومنین علی (ع) در جنگ خندق ضربت شمشیر را می زنند اگر این کار را نمی کرد اسلامی نبود حوزه ای نبود واین نشان از شجاعت و اخلاص امیر المومنین (ع) است . در واقع این ما هستیم که به آنها احتیاج داریم در واقع ما باید از اینها الگو برداری کنیم و آنها را به عنوان یک الگو ی امروزی می توانیم برای خود بدانیم پس ما باید فرق بگذاریم بین کسی که در مکتب قرآن بزرگ شده است . لازم است که زندگی نامه آنها را بررسی کنیم و از آنها درس بگیریم پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: « فضل العالم علی العابد بتسعین درجه بین کل درجتین حضر الفرس سبعین عاما : و ذالک ان الشیطان بضع البدعه للناس فیبصر ها العالم فینهی عنها و العابد مقبل علی عبادته لا یتوجه لها و لا یعرفها » برتری عالم بر عابد بر هفتاد درجه استکه فاصله هر درجه از دیگری به اندازه ای است که یک اسب هفتاد سال بدود علت آن برتری آن است که شیطان در میان مردم بدعتی می گذارد و دانشمند به آن پی می برد و مردم را از آن نهی می کند اما عابد سرگرم عبادت خود است و به بدعت نه توجهی دارد و نه آن را می شناسد . عابد کسی است که راه را یافته است ولی فقط می تواند گلیم خود را از آب بکشد ولی عالم کسی است که راه را یافته و بعد با توجه به دانایی که دارد دست دیگران را می گیرد و می تواند آنها را رشد دهد .
روایتی از پیامبر (ص) فردای قیامت فردی می آید حسنات او طبقه طبقه مثل ابر روی هم یا کوههای سر به فلک کشیده است . فرد می گوید خدایا من این همه کار را نکرده ام . خداوند می فرماید : این علمی که داشتی و بعد از تو دیگران از آن علم پیروی کردند . همین که آیت الله شرعی 23(ره) سال زجر کشیده اند همان موقع درخت علم را کاشته اند و این درخت شاخ و برگ می دهد میوه می دهد انشاءلله ما از میوه های شیرین باشیم زمانی که یکی مثل آیت الله شرعی پایه حوزه های علمیه را بنیان کرده اند شماها به عنوان میوه های حوزه هستید
ایشان در ادامه بیان کردنددرس بخوانیم که عالم شویم و درس بخوانیم که خودمان چیزی یاد بگیریم نه برای مردم . اگر توانستی درد خودت را درمان کنی درد مردم هم درمان می شود . بنابراین بگوییم خدایا من با تو معامله می کنم به این مکتب می آیم که درس بخوانم .
زندگی دنیا خیلی زود گذر است مسلمان یکی از اصول باورهایش این است که بگوید ما برای بقا آفریده شده ایم اگر این طور زندگی کردیم در آسمانها به بزرگی از او یاد می شود. چرا از آیت الله شرعی تعلم الله یاد می شود ؟ زیرا برای خدا یاد گرفت و برای خدا عمل کرد و برای خدا یاد داد . ایشان در پایان بیان داشتند که خدایا ما را از پیروان حضرت حجت قرار ده ما را عالم عامل قرار ده خدایا ما را عامل به قرآن اهل تفسیر قرار ده . و در پایان زیارت عاشورا جهت شادی روح آن عالم ربانی توسط خواهر کریمی و طلاب قرائت شد

اشتراک گذاری این مطلب!

مراسم ارتحال عالم ربانی آیت الله شرعی

بسمه تعالی
به گزارش معاون فرهنگی حوزه علمیه ریحانه النبی (س) مراسم ارتحال عالم مجاهد آیت الله شرعی (ره) در تاریخ 15/10/95 با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای درویشی در این حوزه مبارکه برگزار گردید .
ایشان در ابتدا بیان داشتند که عرض ادب و احترام خدمت خواهران محترمه دعای وجود حضرت را با هم می خوانیم در ابتدا قرائت دعای وجودحضرت به خاطر اینکه یکی از سربازان ایشان دار فانی را وداع گفته اند بدون اغراق ایشان یک عالم فرهیخته بودند یک مجاهدخستگی ناپذیر یک مجاهد نترس ایشان یکی از یاران امام بودند مثل شهید بهشتی و شهید مطهری و بارها مورد شکنجه قرار گرفتند ولی هیچ وقت دست از تلاش بر نداشتند. خودشان دستگاه چاپ می گیرند و اعلامیه ها را پخش می کنند و بعد همراه با شهید بهشتی دستگیر می شوند بعد از انقلاب هم نماینده شورای اسلامی مردم قم بودند و عضو شورای مدرسین حوزه علمیه قم بودند . اگر شما خواهران الان به عنوان یک طلبه مشغول تحصیل هستید به خاطر نگاه والای این عزیزان بوده است ایشان دانشگاه فاطمیه ی قم را تاسیس کردند و دانشگاه علوم پزشکی فاطمه ی قم را راه اندازی کرده اند ایشان ابو شهید هستند زمانی که انقلاب احتیاج داشت که خون داده شود فرزند ان عزیزش را نثار انقلاب می کنند حال چرا ما از این بزرگان باید پاسداشت داشته باشیم چرا ما ایام شهادت ائمه (ع) مراسم می گیریم آنها که به مراسمات ما نیازی ندارند این کارها به نفع خودمان است اینکه امیر المومنین علی (ع) در جنگ خندق ضربت شمشیر را می زنند اگر این کار را نمی کرد اسلامی نبود حوزه ای نبود واین نشان از شجاعت و اخلاص امیر المومنین (ع) است . در واقع این ما هستیم که به آنها احتیاج داریم در واقع ما باید از اینها الگو برداری کنیم و آنها را به عنوان یک الگو ی امروزی می توانیم برای خود بدانیم پس ما باید فرق بگذاریم بین کسی که در مکتب قرآن بزرگ شده است . لازم است که زندگی نامه آنها را بررسی کنیم و از آنها درس بگیریم پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: « فضل العالم علی العابد بتسعین درجه بین کل درجتین حضر الفرس سبعین عاما : و ذالک ان الشیطان بضع البدعه للناس فیبصر ها العالم فینهی عنها و العابد مقبل علی عبادته لا یتوجه لها و لا یعرفها » برتری عالم بر عابد بر هفتاد درجه استکه فاصله هر درجه از دیگری به اندازه ای است که یک اسب هفتاد سال بدود علت آن برتری آن است که شیطان در میان مردم بدعتی می گذارد و دانشمند به آن پی می برد و مردم را از آن نهی می کند اما عابد سرگرم عبادت خود است و به بدعت نه توجهی دارد و نه آن را می شناسد . عابد کسی است که راه را یافته است ولی فقط می تواند گلیم خود را از آب بکشد ولی عالم کسی است که راه را یافته و بعد با توجه به دانایی که دارد دست دیگران را می گیرد و می تواند آنها را رشد دهد .
روایتی از پیامبر (ص) فردای قیامت فردی می آید حسنات او طبقه طبقه مثل ابر روی هم یا کوههای سر به فلک کشیده است . فرد می گوید خدایا من این همه کار را نکرده ام . خداوند می فرماید : این علمی که داشتی و بعد از تو دیگران از آن علم پیروی کردند . همین که آیت الله شرعی 23(ره) سال زجر کشیده اند همان موقع درخت علم را کاشته اند و این درخت شاخ و برگ می دهد میوه می دهد انشاءلله ما از میوه های شیرین باشیم زمانی که یکی مثل آیت الله شرعی پایه حوزه های علمیه را بنیان کرده اند شماها به عنوان میوه های حوزه هستید
ایشان در ادامه بیان کردنددرس بخوانیم که عالم شویم و درس بخوانیم که خودمان چیزی یاد بگیریم نه برای مردم . اگر توانستی درد خودت را درمان کنی درد مردم هم درمان می شود . بنابراین بگوییم خدایا من با تو معامله می کنم به این مکتب می آیم که درس بخوانم .
زندگی دنیا خیلی زود گذر است مسلمان یکی از اصول باورهایش این است که بگوید ما برای بقا آفریده شده ایم اگر این طور زندگی کردیم در آسمانها به بزرگی از او یاد می شود. چرا از آیت الله شرعی تعلم الله یاد می شود ؟ زیرا برای خدا یاد گرفت و برای خدا عمل کرد و برای خدا یاد داد . ایشان در پایان بیان داشتند که خدایا ما را از پیروان حضرت حجت قرار ده ما را عالم عامل قرار ده خدایا ما را عامل به قرآن اهل تفسیر قرار ده . و در پایان زیارت عاشورا جهت شادی روح آن عالم ربانی توسط خواهر کریمی و طلاب قرائت شد

اشتراک گذاری این مطلب!

حماسه 9 دی

بسمه تعالی
به گزارش معاون پژوهش و فرهنگی حوزه علمیه ریحانه النبی (س) نشست بصیرتی با سخنرانی حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای صفی زاده مدیر یت محترم حوزه های علمیه خواهران استان بر گزار گردید. این جلسه به مناسبت حماسه 9 دی در سال 88 که به عنوان روز بصیرت و میثاق امت با ولایت نامگذاری شده تشکیل شده است .ایشان در ابتدا بیان داشتند که قبل از هر چیز من این روز را که انصافا به عنوان یک روز ماندگار یک روز الله در تاریخ ملت ایران ثبت شده خدمت شما خواهران گرامی تبریک عرض می کنم. روز ها به طور طبیعی هیچ تفاوتی باهم دیگر ندارند . هفتم باشد ،هشتم ویا نهم باشد ولی به خاطر اینکه در یکی از این روز ها یک اتفاق مهم می افتد واین اتفاق مهم هم بر می گردد به تصمیمی که انسانها گرفتند ، اراده ایی که انسانها داشتند ، یک تغییر ویک تحولی که در آن روز افتاده این امر باعث می شود که این روز با روز قبل وبعدش فرق نداشته ونباید هم فرق می داشت اما فرق پیدا می کند وبرجسته می شود امروز در تاریخ ملتی می ماند وماندگار می شود که انصافا 9 دی 1388 هم این چنین ویژگی ای دارد.بعد از گذشت چندین ماه از یک فتنه ایی که شکل گرفته بوده که عمده آن فتنه هم بر می گرددبه عدم بصیرت انسانهایی که انتظاری نبود که آن آدم ها بصیرت واین بینش را نداشته باشند وکار کشور ومملکت را به جاهای باریکی کشاندند.کا ر به جایی رسید که مقدسات یک ملت وکشوری مورد اهانت قرار گرفت که اعظم این مقدسات که همه به آن عشق وارادت دارند وجود ابا عبدلله حسین (ع) است وبا این اتفاق وجساراتی که به نماد های مقام ابا عبدلله (ع) شد چهره و واقعیت آنان برای همه روشن شد ویک حماسه عظیمی ویک حضور پر شوری اتفاق افتاد در کل کشور همه برای دفاع از ارزش ها ودین ومقدسات و ولایت آمدند . اهمیت این روز به این جهت است ولذا این روز ماندگار شد ودر تاریخ ملت ایران به 9 دی نامگذاری شد ابتکار جالب این بود که این روز به عنوان روز بصیرت نامگذاری شد بصیرتی که اگر نباشد خیلی از اتفاق ها می تواند بیفتد به طوری که اگر توجه داشته باشید همه اتفاق ها وگرفتاریهایی که برای مردم در طول تاریخ می افتد به خاطر عدم بصیرت است و لذا شاید یک امر لازم ومهمی بوده است که در تقویم سالانه ملتی یک روز را با عنوان روز بصیرت نامگذاری می کنند ومردم در این روز به اهمیت بصیرت پی می برند .حالا واژه بصیرت به چه معناست ؟ بصیرت به معنای روشن بینی و روشن دلی است .ما یک واژه بصر داریم به معنای چشم ویک واژه بصیرت داریم که به معنای چشم دل است . ومنظور از بصیرت یعنی دیدنی فراتر از دیدن ظاهری گاهی مطلبی را می بینیم وفقط نگاه می کنیم وگاهی علاوه بر دیدن آن مطلب به آن مطلب می اندیشیم وبا عبرت گرفتن نسبت به آن قضیه نگاه می کنیم ولذا بصیرت به معنای فهم ودرک عمیق است که باعث می شود قدرت تشخیص انسان بالا رود .ودر فضای غبار آلود گم نشود ودر فتنه که تشخیص آن سخت است گم نشود وکسی که بصیرت دارد در شرایط غبار آلود بهتر می تواند حق را از باطل تشخیص دهد . حضرت امام علی(ع) می فرمایند : « فَقْدُ الْبَصَرِ أَهْوَنُ مِنْ فَقْدِ الْبَصِيرَةِ. عیون الحکم »
،ص358 . بی بصری آسان تر از بی بصیرتی است . ترجمه این حدیث این را می گوید که اگر آدم کور باشد این بهتر از این است که بصیرت نداشته باشد برهمین اساس در متون دینی بسیار تاکید شده است به اینکه ایمان وتقوا قدرت تشخیص وبصیرت را بالا می برند .وعوامل افزایش بصیرت در ما انسانها توجه به تقوا وایمان است وخداوند می فرماید که اگر شما تقوا پیشه کنید ما به شما فرقان را عطا می کنیم .که این فرقان نیرویی است که شما حق را از باطل تشخیص می دهید .در 9 دی مهمترین اتفاق این بود که آدم هایی خطا کردند که اصلا به فکرشان نمی رسید که خطا کنند واین خواص از عوام جا ماندند . مردم عادی فهمیدند که این فتنه است ولی خواص این بصیرت را نداشتند .وهنوز هم اشتباه خود راقبول نمی کنند در حدیث آمده که آدم نابینا کسی نیست که نمی بیند کور ونابینا کسی است که بصیرت نداشته باشد .امام علی (ع) در حدیثی اشاره می کنند که آدم بصیر کسی است که خوب می شنود وبعد از شنیدن آن نسبت به آن فکر می کند ونسبت به هر اتفاقی بی تفکر قضاوت نمی کند ایشان در ادامه به این نکته اشاره کردند که کسی که یک طلبه ویا یک روحانی است او باید بصیرت داشته باشد ومردم اشتباه دیگران را راحت تر قبول می کنند ولی اشتباه روحانیون را نه . واشتباه ما طلبه ها به حساب خودمان نوشته نمی شود بلکه به حساب مکتب اهل بیت علیهم السلام نوشته می شود اگر خطایی کنیم این خطا خیانتی به لباس روحانیت است وبه همه انبیا واز همه مهمتر خیانت به تاریخ است .چند چیز مانع از رسیدن به بصیرت است یکی بحث هوا پرستی و دیگری دنیا پرستی است هوای نفس ودنیا دو عاملی هستند برای غفلت انسانها که باعث ترجیح دنیا بر آخرت می شود مهمترین عامل که باعث شد عوامل فتنه ضرر زیادی به مملکت اسلامی ما بزنند دنیا پرستی ومادیات دنیا بود وحق وباطل به انسان شناخته نمی شود .شخصیت مهمی در جنگ جمل آمد و به حضرت علی (ع) عرض کرد یا امیر المومنین من مانده ام که چکار کنم در یک طرف جنگ حضرت عایشه ودر طرف دیگر شما هستید .کدام یک حق است ؟ امام گفت تو برو حق را بشناس ملاک حق افراد نیستند اگر حق رادر اشخاص ببینی نمی توانی حق را انتخاب کنی ، حق را شناختی کسی برایت مهم نیست خیلی ها اشتباهشان همین بود ملاک ، حال فعلی افراد است .پسر نوح هم باشد اگر حق را نشناخت در امواج دریا غرق می شود .ما نباید شخصیت گرا باشیم بلکه باید حق گرا باشیم یک طلبه باید با سیاست باشد ولی نباید سیاست زده باشد ونکته بعدی حجاب معاصرت است .اینکه ماباهم ، هم دوره بودیم ، همه باعث می شود که من برترین های طرف مقابل را نپذیرم چون طرف مقابل را هم تراز خود می بینم مانع از دیدن حقیقت وجودی امام حسین(ع) می شود وزمانی که امام را ازدست می دهند می فهمند که چه کسی رااز دست داده اند .مرحوم شهید مطهری وقتی در کتابهایش از علامه طباطبایی نام می برد می گوید جان جانان ،جان من فدای تو ..هرگز خودش را بالاتر نمی دانست .در آخر ایشان به این نکته اشاره داشتند که بصیرت در 2 حوزه وجود دارد یکی در حوزه معرفتی ودیگری در حوزه مقام ورفتار وباید رفتارمان از روی شناخت معرفتی باشد وباید رفتارمان رفتار به جایی باشد که باید چند چیز را رعایت کنیم یکی اینکه زمان شناس باشیم ودیگری موقعیت شناس .یعنی شناخت لحظه والان وظیفه اصلی من چیست ؟ کسانی بودند که به زمان خودش وظیفه شان را ندانستند وبعد ها نتوانستند جبران کنند مثل قیام توابین حالا که امام به شهادت رسید دیگر جبران نمی شود البته این شهادتشان اجر دارد . ودیگر در کنارشهدای کربلا ثبت نمی شوند .هنر این است که بدانی که الان وظیفه ات چیست .شناخت زمان وتشخیص حق از باطل و سومی صبر که امیرالمومنین می فرمایند : این بیرق را کسی به دست نمی گیرد مگر اینکه اهل بصیرت و صبر باشد . که مقام معظم رهبری دامت برکاته با صبر خود بعد از 8ماه توانستند این فتنه را مدیریت کنند . بنابراین شناخت دشمن از همه مهمتر است .جریان های تکفیری وسلفی مهمترین ابزار دست دشمن هستند .

اشتراک گذاری این مطلب!

حدیثی از شب معراج در رابطه با زنان


به گزارش معاون فرهنگی حوزه علمیه ریحانه النبی (س) در مورخه6/ 10/95 جلسه اخلاقی باسخنرانی سر کار خانم محمد زاده یگانه با موضوع « تفسیر حدیثی از شب معراج در رابطه با زنان» در این حوزه مبارکه برگزار گردید .
ایشان سخنان خود را با دعای سلامتی امام زمان (عج ) آغاز کردند و بیان داشتند که حضرت عبد العظیم حسنی که از رجال بزرگ شیعه ، و از راویان معتبر اسلامی است ، و به فرموده حضرت هادی (ع) ثواب زیارتش همانند ثواب زیارت حضرت حسین (ع) است ، از حضرت جواد ، و حضرت جواد از پدران معصومش از امیر المومنین نقل می کند که حضرت فرمود من و فاطمه زهرا نزد پیامبر رفتیم ، او را در حال گریه شدید دیدیم عرض کردیم پدر و مادرم به فدایت سبب گریه شما چیست ؟ پیامبر فرمود : شبی که مرا به معراج بردند زنانی از زنان امتم را در عذاب شدید دیدم از دیدن عذاب شدید آنان به گریه افتادم . زنی را دیدم که وی را با موی جلو سر به دیوار جهنم آویخته بودند و مغزش از شدت عذاب می جوشید و زنی را دیدم که با زبانش به دیوار جهنم وصل بود و از داغ ترین و بد بو ترین ماده جهنم در دهانش می ریختند . و زنی را دیدم که اورا با سینه اش به دیوار جهنم چسبانده بودند . و زنی را دیدم که با دو پایش در جهنم آویزان بود . زنی را دیدم که گوشت بدن خودش را می خورد و از آتش از زیر گوشت هایش بیرون می زد . زنی را دیدم که دست و پایش را بسته بودند و تعداد زیادی مار و عقرب به او حمله کرده ، اما چون دست و پایش آزاد نبود نمی توانست فرار کند و هیچ گونه قدرتی برای دفاع از خود نداشت . زنی را دیدم که کور و کر و لال بود او را در یک تابوت پر از آتش گذاشته بودند و از تمام بدنش گوشت و پوست همانند آدم گرفتار جذام تکه تکه می ریخت . زنی را دیدم که صورت و بدنش آتش گرفته و او را وادار می کردند هر چه در شکم دارد با پنچه هایش بیرون آورده و از آن بخورد .زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش ، بدن خر و دچار یک میلیون رشته عذاب بود . زنی را دیدم که صورتش همانند سگ آتش از پشتش وارد و از دهانش خارج می شد . ملائکه سر و بدنش را با ابزار جهنم می کوبیدند حضرت زهرا (ع ) عرضه داشت محبوب من و نور چشمم به من خبر بده عمل و روش آنان دردنیاچه بوده است که باید دچار چنین عذاب های شدید و سختی شوند . حضرت فرمود :
آن زنی که به موی سر به دیوار جهنم بسته بود زنی است که موی جلوی سر خود را از نامحرم حفظ نمی کرد .
زنی که با زبان به دیوار جهنم وصل بود زنی است که شوهرش از نیش زبان او در امان نیست .
زنی که به دو طرف سینه اش به دیوار جهنم چسبانده شده بود زنی است که مسئله جنسی از شوهرش تمکین نمی کرد و او را برای ارضاء این غریزه طبیعی راه نمی داد .
زنی که با دو پایش در جهنم آویزان بود زنی است که بدون اجازه شوهرش هر کجا می خواست می رفت .
زنی که گوشت بدن خود را می خورد و آتش از زیر گوشت هایش بیرون می زد زنی است که برای غیر شوهر آرایش می کرد و آرایش خود را در معرض دید مردان نامحرم قرار می داد.
زنی که دست و پایش را بسته و در معرض حمله مار و عقرب بود زنی است که نماز را سبک می شمارد و از نجاست و جنابت و حیض ، تطهیر و غسل نمی کرد .
زنی که کر و کور و لال بود زنی است که با غیر شوهر همبستر شده و اولاد آورده ولی فرزند را به گردن شوهر انداخته بود.
زنی که با قیچی آتشین گوشت اورا می بریدند زنی است که خود را در اختیار مرد بیگانه می کذاشت .
زنی که صورت و بدنش آتش گرفته و او را وادار می کردند هر چه در شکم دارد بخورد زنی است که واسطه فحشا و منکرات بود و زنان را برای شهوترانی در اختیار مردان می گذاشت .
زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن خر و دچار یک میلیون رشته عذاب بود زنی است که دو به هم زنی می کرده و در دروغگویی و کذب غرق بود .
زنی که همانند سگ بود و آتش از پشت وارد و از دهانش خارج می شد زنی بود که خواننده مجالس عیش و نوش و آلوده به بیماری حسادت بود .
بنابراین زن می تواند به اعلا درجات و مقامات معنوی برسد و مریم گونه شود و در صورت بی توجهی به آیین حق و شخصیت انسانی خود ، راه به اسفل درکات برده و از بهائم یعنی حیوانات پست تر می گردد .

اشتراک گذاری این مطلب!

باسواد شدن خوب است یا عالم شدن ؟


به گزارش معاون فرهنگی حوزه علمیه ریحانه النبی (س) در مورخه 7/10/95 جلسه اخلاقی با سخنرانی سر کار خانم مهدیه سادات موسوی در این حوزه مبارکه برگزار گردید .
ایشان سخنان خود را با یک سوال از طلاب گرامی آغاز کردند و بیان داشتند چون ایام ، ایام امتحانات است من صحبتم را با یک سوال از شما عزیزان شروع می کنم . با سواد شدن خوب است یا عالم شدن ؟ با سواد شدن با عالم شدن چه فرقی دارد ؟ با این هدف درس بخوانیم که انشاءالله در آینده عالم شویم نه اینکه فقط با سواد شویم . حالا فرق این دو چیست ؟
خواهران عزیز عالم و با سواد مترادف یکدیگرند اما اگر خوب بنگریم خواهیم دید این دو واژه کاملا از هم جدا هستند .مثلا با سواد می کوشد مغز خود را از انبوه فورمول ها و معادلات پر کند اما عالم عاقل می کوشد همدوش تحصیل اطلاعات مختلف ،خود سازی و تهذیب نفس هم داشته باشد . و این امر باید در حوزه وجهه بیشتری پیدا کند حوزه آمدن و طلبه شدن این نیست که با سواد شویم ، بلکه به خاطر این است که عالم شویم و حوزه بستری برای رشد این مطلب است . به محض اینکه می گوییم ما طلبه هستیم ذهنمان می رود به این سمت که انشاءالله می خواهیم در وادی تهذیب نفس هم قدم برداریم و خانواده و جامعه و همه از ما این انتظار را هم دارند و فقط مثل یک دانشگاهی به ما نگاه نمی کنند، بلکه به چشم این نگاه می کنند که تهذیب نفس را هم داشته باشیم حالا که حوزه آمدیم اخلاقمان را هم تغییر دهیم وبهتر شود معنویاتمان بهتر شود گفتارمان بهتر شود و زیبا تر از قبل صحبت کنیم بنابراین حوزه آمدن بستر خوبی است برای اینکه عالم شویم حالا بعضی از خواهران این عقیده را دارند که مثلا نمی دانستند که حوزه از نظر علمی چگونه است بعد وارد حوزه می شوند با این هدف که روخوانی قرآن که مشکل دارند قوی شوند یا احکام را یاد بگیرند و بعد وارد حوزه که می شوند و وقتی که حجم درسی و حجم تحقیقاتی که برای درس ها از آنها می خواهند را می بینند ، نظرشان عوض می شود و جا می خورند و زده می شوند .حالا من خدمت شما عرض می کنم که به هیچ وجه زده نشوید چون حوزه طوری است که بایدعلم و دانش ما را بالا ببرد حتی یک طلبه در کنار درس های حوزه باید درسهای غیر درسی هم بخواند. آیا عالم به کسی می گویند که فقط احکامش خوب است ؟ نه عالم به کسی می گویند که در همه حیطه های علمی حرف برای گفتن داشته باشد و به زندگی انسانی به معنای واقعی دست یابد فهم دروس باعث بالا بردن علم می شود.
با سواد در پی گرفتن مدرک است و عالم می کوشد کارایی و لیاقت به دست آورد و کاردان و گره گشا و صاحب نظر و در رشته خود پر مهارت باشد نه اینکه فقط صاحب مدرک شود
با سواد می کوشد بر حجم ثروت خود بیا فزاید و جای پای خود را در اجتماع محکم کند زندگی مرفهی برای خود فراهم کند واز نظر لذت ، تجمل و .... بهترین ها را انتخاب کند عالم می کوشد بر میزان اعتماد و علاقه مردم به خود از طریق خدمت صادقانه بیافزاید و خود را در غم و شادی شریک دیگران سازد او از رنج دیگران رنج می برد و بدون راحتی آنها احساس راحتی نمی کند .
با سواد می کوشد شغل و گاهی شغل هایی پر در آمد ( هر چه باشد و از هر طریق ممکن به دست آورد ، عالم به دنبال خدمت به اجتماع خود و کمک به نجات انسان ها و حل مشکل آنها است
با سواد خود و منافع خود را می خواهد و مسئولیت دیگری برای خود قائل نیست اما عالم منافع خود را در منافع اجتماع می بیند و خود را از هر جهت متعهد و مسئول می داند و بی تفاوت ماندن برای او مفهوم ندارد ما طلبه ها باید به فکر تبلیغ باشیم ما کارگرانی هستیم که از قبل مزد خود را گرفته ایم
حضرت علی (ع) می فرماید : عالم در برابر گرسینگی مزلومان و شکم بارگی ثروتمندان ستمگر مسئولیت دارد وخود را در برابر این مسائل در پیشگاه خداوند متعهد می بیند .و
از اینجاست که جنایات بزرگ جهان را کسانی مرتکب می شوند که به اندازه کافی سواد دارند . ولی هرگز عالم به معنای واقعی نیستند کسانی که با سوادشان قدرت وحشتناک اتم را به خدمت جنگ ها می کشند و انسان ها را به نابودی ، خانه و کاشانه ها را ویران و کودکان و خرد سالان را می کشند . اگر با سوادان دنیا عالم و دانشمند بودند چهره دنیا عوض می شد . و تحولات اصلاحی به دست دانشمندان مسئولیت پذیر انجام می شد نه با سوادان غیر مسئول . بنابراین در راه تهذیب نفس کوشش کنیم که حوزه بستری مناسب است و خود را به عالم مسئولیت پذیر تبدیل کنیم نه با سواد بی مسئولیت و به این هدف ، حوزه باشیم و درس بخوانیم که من می خواهم در راه تبلیغ دین رسول الله گام بردارم

اشتراک گذاری این مطلب!