گل یاد تو

 

 

گل یاد تو

عزیزم …

نه باغم که بضاعتم شاخه های گل سرخ باشد و نه گل

نه رودم که تشنگی دشت های جنوب را چشیده باشم در تابستان

و نه پروانه که شاخه به شاخه … دشت به دشت  … دامن به دامن

عطر پیرهنت را بوییده باشم …

به شادی این لحظه سوگند که لبریز از هوای آمدن تو است :

بضاعتم اشک های گرمی ست که به شوق دیدار تو سال ها دویده اند

و این چند شاخه گل صلوات که بر لبانم شکفته اند …

عزیزم …

چون نای نیستان های عاشق از آوای آمدنت می تپم

تا در خشکسالی این سال های بی بهار کنار تو  به نماز عشق باستم  

و از آبی نگاهت جان تشنه ام را

سیراب کنم

 

 

 

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.