به سلامتي همه پدر ها

پدري دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسيد: فكر ميكني تومي تواني مرا بزني يا من تو را؟ پسر جواب داد: من مي زنم !
پدر ناباورانه دوباره سؤال را تكرار كرد ولي باز همان جواب راشنيد!
پدر با ناراحتي از كنار پسر رد شد .
بعد از چند قدم دوباره سؤال را تكرار كرد تا شايد جوابي بهتر بشنود.پسرم من مي زنم يا تو؟
اين بار پسر جواب دادشما مي زني.
پدر گفت: چرا دوبار اول اين را نگفتي؟
پسر جواب داد: تا وقتي دست شما روي شانه من بود عالم را حريف بودم ولي وقتي دست از شانه ام كشيدي توانم را با خود بردي…..

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.